مرضيه محمدزاده
1546
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
به اين تجربت سبز تن نداد آن يك بار نيز در ظرف تنگ فهم او نگنجيدى شب و روز بىقرار پلكهاى توست و گرنه خورشيد به نور افشانى خود اميدوار نيست صبح انعكاس لبخند توست كه دم مرگ به جا آوردى آن قسمت از زمين كه نام تو را نبرد يخبندان است اى پهناورى كه عشق و شمشير را به يك بستر آوردى دنيا نمىتواند بداند تو كيستى « 1 » رباعىها : عاشورائى : ( براى سيد الشهداء ( ع ) ) بالاى تو مثل سرو آزاد افتاد * تصويرى از آن حماسه در ياد افتاد از حنجرهى گرفتهى صبح غريب * تا افتادى هزار فرياد افتاد * * * پيغام تو : ( براى امام سجاد ( ع ) ) بيزارم از آن حنجره كو زارت خواند * چو لاله عزيز بودى و خارت خواند پيغام تو ورد سبز بيداران است * بيدار نبود آنكه بيمارت خواند * * *
--> ( 1 ) - صبحدم با ستارگان سپيده ؛ ص 299 - 301 .